داوطلبانه Austin's Couch Potatoes در بنیاد Marbridge

داوطلبانه Austin’s Couch Potatoes در بنیاد Marbridge


در اوایل سال جاری، بیشتر ایالت تگزاس چیزی را تجربه کردند که برخی ممکن است آن را “Snowmageddon” بنامند. طوفان یخی که بسیاری را آواره کرد و خانه ها را به کلی ویران کرد. سیب زمینی نیمکت آستین برای کمک به نوسازی آن خانه‌ها، و کمک به بازسازی آن خانه‌ها، و دادن نیروی کمی که گاهی برای ادامه کار پس از یک رویداد آسیب‌زا گاهی بسیار ضروری است، در جامعه داوطلب شدند.

ما نمی‌دانستیم، بکا مک فرسون و همکارانش اخبار را تماشا می‌کردند و تصمیم گرفتند که در آینده برای هر یک از نیازهای مبلمان خود با شرکت آستین کوچ پوتاتوز شریک شوند.

هیچ یک از ما انتظار نداشتیم به این زودی دور هم جمع شویم.

من با مک فرسون، معاون توسعه در نشستم ماربریج. بنیاد ماربریج یک جامعه مسکونی غیرانتفاعی است که مراقبت های مادام العمر را برای افراد دارای ناتوانی های شناختی و ذهنی ارائه می دهد. این پردیس فوق‌العاده منحصربه‌فرد است، با فضایی کاملاً دوستانه که هر کجا که می‌روید احساس می‌شود.

مک فرسون نحوه مشارکت او با ماربیج، ماموریت آنها و چگونگی آمادگی آنها برای اطمینان از شکوفایی ساکنانشان را به اشتراک گذاشت.

تصویر داوطلبان توسط بنیاد مابریج

ممکن است کمی در مورد خودتان و نحوه مشارکتتان در بنیاد ماربیج بگویید؟

کاملا. بنیاد ماربریج، ما به 273 بزرگسال مبتلا به ناتوانی‌های شناختی و ذهنی خدمت می‌کنیم، و واضح است که شما فقط به این مأموریت برخورد نمی‌کنید. همیشه علاقه من به کار در یک ماموریت و دادن به جامعه بوده است. من حدود 5 سال در آستین برای یک سازمان غیرانتفاعی دیگر کار کرده ام و ماربیج با من تماس گرفت و آنها به دنبال یک معاون توسعه بودند. این فقط یک تناسب شگفت انگیز بود.

شما به محوطه دانشگاه رانندگی می کنید و اینجا بسیار زیبا است. شما یک حصار سفید رنگ دارید، که به شما خوشامد می‌گوید، شما اسب‌ها را دریافت کرده‌اید—شما نمی‌توانید در هر نقطه‌ای از دانشگاه راه بروید بدون اینکه ساکنان از حضور شما کاملاً هیجان‌زده باشند. این نه تنها یک ماموریت شگفت‌انگیز است که در آن شما با ساکنان شگفت‌انگیز کار می‌کنید، بلکه خانواده‌هایی که ما به آنها خدمت می‌کنیم و کارمندانی که فرصت همکاری با آنها را داریم، این مأموریت را قوی‌تر می‌کنند. این چیزی بود که در ابتدا مرا به ماربیج جذب کرد و باعث شد سرمایه‌گذاری کنم، بنابراین حدود 5 سال است که با مابریج کار کرده‌ام.

چگونه با Austin’s Couch Potatoes درگیر شدید؟

بنابراین، این واقعا یک موقعیت منحصر به فرد بود. ما همیشه، مانند بسیاری از افراد دیگر، آنها می‌خواهیم پول خود را در شرکت‌ها و شرکت‌هایی که به جامعه محلی پس می‌دهند سرمایه‌گذاری کنند، یا به مأموریت‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری شده‌اند، پس بدهند. در مورد غیرانتفاعی هم همین‌طور است. ما می‌خواهیم با اعضای جامعه، شرکت‌ها، سایر سازمان‌های غیرانتفاعی و سازمان‌هایی که می‌خواهند به جامعه بزرگ‌تر کمک کنند، شریک شویم.

فکر می‌کنم در طول یا درست بعد از طوفان برف بزرگ سال گذشته بود، و من و یکی از معاونان رئیس‌جمهورمان در حال بررسی اخبار بودیم و دیدیم که چگونه Austin’s Couch Potatoes با چندین سازمان غیرانتفاعی همکاری کرده و به جامعه بزرگتر کمک می‌کند. با تهیه اثاثیه و کمک به توزیع غذا و خیلی چیزهای دیگر. ما فقط تعهد دادیم، گفتیم: “اگر زمانی پروژه ای داشته باشیم که در آن به مبلمان یا اثاثیه نیاز داشته باشیم که بخواهیم با Austin’s Couch Potatoes شریک شویم.”

فکر نمی‌کردیم به این زودی مطرح شود، اما فرصت داریم. ما یک لیست انتظار برای یکی از جوامع خود داریم و یک کلبه جدید ساختیم و این مسئولیت من بود که مبلمان پیدا کنم. من ابتدا به انبار Austin’s Couch Potatoes رفتم، و آنها مرا به مرکز خرید مبلمان تگزاس ارجاع دادند، و این فقط – همه فوق العاده بودند. من با ریچارد ملاقات کردم و او گفت: “فکر می کنم این فوق العاده خواهد بود، فکر می کنم دقیقاً همان چیزی را دارم که شما بچه ها نیاز دارید.”

بنابراین، ما اکنون کلبه را مبله کرده ایم و از آنجا گلوله برفی گرفته شده است.

حال، آیا کلبه فقط یک ساختمان است یا مجموعه ای از ساختمان هایی است که باید تزئین شود؟

بنابراین، ماربیج به 3 انجمن مراقبتی مختلف تقسیم شده است و ما این کار را به صورت استراتژیک انجام می دهیم و به این ترتیب می توانیم به افرادی که از بزرگسالی جوان هستند – از 17 یا 18 سالگی – تا پایان عمر خدمت کنیم. همه ما رویای این را داریم که بتوانیم در جای خود پیر شویم و با آرامش پیر شویم. بنابراین، چرا یک بزرگسال مبتلا به ناتوانی های شناختی باید از برنامه ای به برنامه دیگر بپرد؟ بنیانگذاران ما، اد و مارج بریجز، در سال 1953، این دیدگاه را قبل از هر کس دیگری داشتند – آنها بسیار جلوتر از زمان خود بودند. این هدف ادامه دار ما بوده است.

ما اولین انجمن مراقبتی خود را داریم که The Village است و بسیار شبیه به یک بخش فرعی راه اندازی شده است، یک محیط بسیار خانگی. اینطوری شراکت را پیدا کردیم، کلبه جدیدی ساختیم و برای آن به وسایل نیاز داشتیم. این برای مستقل ترین بخش دانشگاه ما است، و ما امیدواریم که به گسترش ادامه دهیم. گام بعدی ما یک تسهیلات نوع زندگی کمکی به نام The Lodges است، جایی که بیشتر شما بچه ها بیشتر وقت خود را در آن منطقه سپری می کنید، و سپس قسمت سوم پردیس ما The Villa نام دارد. این یکی از تنها سه مرکز پرستاری ماهر دارای مجوز در کشور ما است که به طور خاص بر کمک به بزرگسالان دارای ناتوانی های شناختی و فکری در سنین بالاتر تمرکز دارد.

یادم می‌آید گفتی که گروه داوطلب ما یکی از بزرگ‌ترین گروه‌هایی بود که داشتی یا بزرگترین بود؟

این بزرگترین چیزی بود که داشتیم. خیلی سخت است به خاطر اینکه چقدر فضای داریم که بتوانیم تمام 200 هکتار را حفظ کنیم. ما یک سازمان غیرانتفاعی هستیم، ما می خواهیم هر کمک مالی، هر پرداختی به ساکنان برگردد. بنابراین، ما تعداد کارکنان کوچکتر را حفظ می کنیم. وقتی گروه‌هایی داریم که بیرون می‌آیند، واقعاً آنها را سر کار می‌گذاریم. من می دانم که شما بچه ها احتمالاً سخت تر از آنچه احتمالاً در مدت طولانی کار کرده اید، کار کرده اید.

احساس می‌کردم حتی به زمان بیشتری نیاز داریم، خیلی خوب می‌شد. من می‌دانم که اکنون خورشید خیلی زود غروب می‌کند، که برای مردمی که نقاشی می‌کنند سخت بود. خیلی سرگرم کننده بود، با این حال، من می توانم منتظر بمانم تا در آنجا داوطلب شوم – قطعاً در آینده دوباره با هم کار خواهیم کرد.

بله، و ما فضای لازم را داریم که بتوانیم این کار را انجام دهیم، تا بتوانیم گروهی به این اندازه را در خود جای دهیم. با وجود اینکه برای ما جدید است، فکر می‌کنم خیلی خوب کار کرد.

شما بچه ها واقعاً سازماندهی شده بودید. شما همه افراد خود را در محل داشتید که دستورالعمل ها را ارائه می دادند، واقعاً عالی بود. چیزی که دوست دارید مردم درباره ماربیج بدانند که فکر می کنید به اندازه کافی درباره آن صحبت نمی شود چیست؟

فقط ما. ما بسیار از ساکنان خود محافظت می کنیم، و از آنجا که در این روزگار شما رسانه های اجتماعی دارید، همه نظری دارند و می توانند پشت رایانه خود پنهان شوند. ما واقعاً مجبور شده‌ایم روی مأموریت خود تمرکز کنیم و اطمینان حاصل کنیم که ساکنانمان در امان هستند. گاهی اوقات مردم به ما مراجعه می کنند و می گویند: “من تمام عمرم را در آستین زندگی کرده ام و هرگز نمی دانم که شما آنجا بوده اید.”

اول، تعداد زیادی از مردم به دنبال محل سکونت نیستند، اما بخش دوم این است که ما نمی‌توانیم مأموریت خود را در همه جا فلش کنیم. همانطور که ما دوست داریم آن را از بالاترین ساختمان بخوانیم، باید مراقب باشیم و مطمئن شویم که ساکنان ما اولویت اصلی ما هستند. بنابراین، اطمینان از اینکه مردم در مورد مأموریت خود و چیستی آن آگاه هستند، یکی از بزرگترین اهداف ما است.

چه ننگی است که دوست دارید با مأموریت ماربیج برای افراد دارای ناتوانی های شناختی و ذهنی از شر آن خلاص شوید؟

بزرگترین آنها مربوط به مرحله 1 دلیل تاسیس Marbridge است. اد و مارج بریجز پسری به نام جیم داشتند که دارای ناتوانی های شناختی و ذهنی بود. وقتی جیم به دنیا آمد، دکتر تقریباً گفت: “حتی نیازی به دیدن او نیست، او را پیش ما بگذار تا او را در یک موسسه بگذاریم، و تو برو زندگی خود را شروع کن”.

آنها فکر کردند “نه، باید چیزهای بیشتری وجود داشته باشد”، اما وقتی جیم بزرگ شد، متوجه شدند که وجود ندارد.

یا یک محیط نهادینه شده وجود داشت که در آن شما عزیزان خود را پنهان می کردید یا آنها می توانستند تاریخ جدیدی ایجاد کنند. از قضا، اد و مارج بریجز صاحب یک فروشگاه مبلمان در کنگره جنوبی بودند که از آن زمان بسته شده است، و آنها این کار را به صورت استراتژیک انجام دادند تا جیم شغلی داشته باشد. سپس، آنها شروع به ساختن پردیس Marbridge کردند تا بتوانند بزرگسالان دارای ناتوانی های شناختی و ذهنی را آموزش دهند. آنها با 6 مرد جوان شروع کردند، آنها یک مزرعه کاملاً کارآمد داشتند – گاو، شاخ بلند، بز و مرغ.

با همه اینها، آنها متوجه شدند که جامعه نیز دارای یک انگ است، که بزرگسالان دارای ناتوانی های ذهنی و شناختی نمی توانند کمک کنند. همه ساکنان ما که شغل دارند، شهروندان مالیاتی هستند و به آن افتخار می کنند. آنها فقط به کسی نیاز داشتند که بتواند در سطح آنها با آنها کار کند، تا آنها را در جایی که هستند ملاقات کند. این چیزی است که ماربیج در مورد آن است، ملاقات با ساکنان ما در جایی که هستند. آنها همچنان به اعضای کل جامعه مرکزی تگزاس کمک می کنند.

این چیزی است که من احساس می‌کنم در شبکه‌های اجتماعی بسیار ناامیدکننده و نادرست است، مردم را می‌بینید که همیشه شکایت می‌کنند، “اوه، پیدا کردن کار برای آنها بسیار سخت خواهد بود. من برای والدین احساس بدی دارم.” به همین دلیل است که من مابریج را دوست دارم زیرا بسیار الهام بخش است.

بله، ساکنان ما نمی خواهند کسی نسبت به آنها احساس بدی داشته باشد، ساکنان ما می خواهند که همه بدانند که چقدر در این جامعه با استعداد هستند. بسیاری از خانواده ها – ما به ساکنان در سراسر کشور خدمت می کنیم. فکر می‌کنم آخرین بار شنیدیم که 36 تا 40 ایالت ساکن آن‌ها هستند، اما بسیاری از این خانواده‌ها متوجه هستند که آستین چقدر شگفت‌انگیز است و می‌خواهند به عزیزشان نزدیک‌تر باشند. بنابراین، آنها به منطقه Marbridge نزدیک تر می شوند و سپس مشتری می شوند و می خواهند از کسانی که از ما حمایت می کنند حمایت کنند. بنابراین، این یک داد و ستد شگفت انگیز با نحوه راه اندازی ماموریت مابریج است.

آیا فکر می کنید مابریج از این نظر منحصر به فرد است، برای افرادی که از سراسر کشور می آیند؟ شما اشاره کردید که چگونه از هر سه نفر از متخصصان دارای مجوز یک نفر بودید؟

بله، ما از هر سه نفر یکی هستیم که می‌توانیم به مراقبت مادام‌العمر از بزرگسالان مبتلا به ناتوانی‌های ذهنی و شناختی خدمت کنیم. بسیاری از مراکز پرستاری می توانند افرادی را که مبتلا به اوتیسم یا سندرم داون هستند، در خود جای دهند، اما آنها در این زمینه تخصص ندارند. مرکز پرستاری ما این کار را انجام می دهد. کل مرکز ما در این زمینه تخصص دارد و بسیاری از مردم می‌خواهند که عزیزشان پیشرفت کند. مهمترین بخش ماربیج این است که ما به عزیزان امنیت می دهیم و با علم به اینکه آنها می توانند زندگی خود را داشته باشند، می توانند مستقل زندگی کنند و قرار است تا آخر عمر از عزیزانشان مراقبت شود. ما بزرگسالانی را در مراکز پرستاری ماهر خود داریم که در دهه 70 و 80 زندگی خود به سندرم داون مبتلا هستند و این در جاهای دیگر بی سابقه است. به این دلیل است که ما در آن جمعیت تخصص داریم و همه نشانه‌هایی را که باید جستجو کنیم و ویژگی‌های شگفت‌انگیز این جمعیت را می‌دانیم.

خب، این تمام سوالاتی است که برای من باقی مانده است، اما از شما بسیار سپاسگزارم. این بسیار آموزنده بود، و من نمی توانم صبر کنم تا در آینده با شما همکاری کنم.

ما واقعاً می خواهیم از شما تشکر کنیم، مشارکتی که کارکنان شما انجام داده اند تمرکز برنامه داوطلبانه ما را کاملاً تغییر داده است. ما بسیار هیجان زده هستیم که با شما دوستان همکاری کنیم. فکر می‌کنم یکی از بزرگترین تعریف‌ها برای همه شما این است که نمی‌توانم به شما بگویم که چند نفر در طول روز مرا کنار کشیدند تا بگویند: “می‌خواهم بخشی از ماموریت مابریج باشم”، به دلیل حمایتی که صاحبان ما دارند. به ما بده که آنها هرگز نمی خواستند داوطلب شوند، و هرگز فکر نمی کردند که بخشی از جامعه بزرگتر باشند اگر حمایتی که شما بچه ها انجام داده اید نبود. بنابراین، از همه شما و همه کارمندانتان به خاطر کارهایی که انجام داده اید تشکر می کنم.

نوشته امیلی هولران



منبع